رفتار زماني خودمختار است كه تمايلات و ترجيحات و خواست هاي ما فرآيند تصميم گيري ما را براي انجام دادن يا انجام ندادن فعاليتي خاصهدايت مي كند. وقتي نيروهاي بيروني ما را وادار مي سازند به شيوه خاصي فكر، احساس و رفتار كنيم، خودمختار نيستيم. خودمختاري به صورت رسمي عبارت است از: نياز به تجربه كردن، انتخاب در آغاز كردن و تنظيم كردن رفتار.
منبع: فصل پنجم انگيزش و هيجان، جان مارشال ريو، يحيي سيد محمدي
----------------------------------------------------------
فكر مي كنم خودمختاري همان اصطلاحي است كه در گذشته از آن به خودكنترلي هم ياد شده است. خودمختاري يكي از مهمترين نيازهاي روانشناختي است و به نظر مي رسد به ميزان زيادي تحت تاثير جامعه و فرهنگ آن است. مثلا در جامعه ي ما، برخي از اصول مذهبي و فرهنگي اجازه نمي دهد افراد خودمختاري داشته باشند. ممكن است والدين با استفاده از يك آيه در قرآن فرزندان خود را در معذورات قرار دهند و به اين ترتيب خودمختاري فرزندانشان را به رسميت نشناسند. مشكلات اقتصادي و سياسي هم مي تواند به نوبه خود افراد را در شرايطي قرار دهد كه خودمختاري آنها تهديد شود. به طور كلي در جامعه ي امروز كه سطح كنترل از طرف نهادهاي سياسي و اجتماعي بسيار زياد است خودمختاري چندان معنايي ندارد.