بخش سوم شخصیت که فروید به آن اشاره کرد سوپرایگوست.
فرض کنید ایگو در پسربچه ای که در فروشگاه در حال خرید است مانع خوردن خوراکی ها در فروشگاه می شود به دلیل اینکه ممکن است مدیران فروشگاه او را شناسایی کنند حالا فرض کنید که برقهای فروشگاه برای چند دقیقه برود و دوربینهای مداربسته ازکار بیفتد. ایگو با توجه به مناسب بودن شرایط می تواند از فروشگاه دزدی کند اما آنچه جلوی این دزدی را می گیرد بخشی است که فروید آن را سوپرایگو نامیده است.
سوپر ایگو بخش اخلاقی شخصیت ماست و شامل ارزشها و هنجارهاست. قسمت اعظم ماهیت سوپرایگو عملکردی ناخودآگاه دارد. این بخش مرکز تشخیص بایدها و نبایدها، خوب ها و بدهاست.فروید در سخنرانی اش با عنوان "اناتومی شخصیت ذهنی" تشریح می کند که سوپرایگو نماینده تمام قید و بندهای اخلاقی و مشوق حرکت به سوی تعالی است. در حقیقت سوپرایگو همان چیزی است که مردم آن را عالیترین ارزشهای زندگی انسانی می نامند.
فرويد شكل گيري وتكوين عامل سوپرايگو را به تاثير والدين نسبت مي دهد. برپايه اين تاثير، سوپرايگو خود را براي آن دسته از رفتاري كه جامعه آنرا بد و ناپسند تلقي كرده به صورت تنبيه و مجازات و براي رفتار خوب وپسنديده به شكل پاداش وتحسين متجلي مي سازد. سوپرايگويي كه بيش ازحد متعارف، فعال باشد حسي ناخودآگاه نسبت به گناه بوجودمي آورد.
سوپرایگو محصول عقده ای ادیپی است که می خواهد جلوی تکانه ها و افکار خطرناک را بگیرد. با رشد کودکان رشد کرده و در زمان بزرگسالی سبب همانندی افراد با آموزگاران اخلاقی خود می شود.
سوپرایگو از دوبخش تشکیل شده:
وجدان: که بخشی تنبیه کننده است و در صورتی که برخلاف خواسته اش رفتار کنیم به وسیله احساس گناه تنبیه می کند.
من آرزویی یا من آرمانی: که شامل خواسته های مثبت است و به وسیله الگوسازی و من آرمانی سبب رشد افراد می شود.
مثالی که در پست های قبلی آمد را به خاطر بیاورید. سوپرایگو درباره رابطه جنسی می گوید:
رابطه جنسی گناه است و باید خود را کنترل کنیم.