نظریه روانکاوی
این نظریه می گوید بسیاری از رفتارها در طول زندگی تحت تاثیر انگیزه های ناهشیار و تجارب کودکی است. بسیاری از خاطرات و امیال غریزی با رانده شدن به ناخودآگاه سرکوب می شوند و همین سرکوب سبب ایجاد اضطراب، ناآرامی و بروز مشکلاتی می شود که فرد نمی داند ریشه اش از کجا آب می خورد.
در اصل ناهشیار به فرایندهای روانی که به خودی خود ناهشیارند اشاره دارد. در نظر فروید اگر به فهم ناهشیار دست پیداکنیم دلایل بسیاری از رفتارهای آدمی را نیز میتوانیم تبیین کنیم. از نظر او زندگی پر از تعارض است و افراد برای حبس کردن اطلاعات و خاطرات ناخوشایند و افکار آزاردهنده از آن استفاده می کنند.
برای فهم ناهشیار باید به رفتاری جزئی اهمیت فراوانی داد زیرا نیروی ناهشیار در پشت این رفتارها پنهان شده است. رفتارهایی مانند خط خطی کردن کاغذ، بدبینی نسبت به یک امر خاص به صورت غیرعادی، نشان دادن رفتارهای وسواسی و ... .
لغزشهای کلامی یا همان اشتباهات لپی که افراد در زندگی روزمره خود دارند می تواند نشاندهنده ی افکار ناهشیار باشد.مثلا به کار بردن برخی اسامی به افرادیکه مخاطب امری هستند در حالیکه اسم آنها اشتباه می گوییم می تواند نشان دهنده ی وجود چنین هویتی در ذهن شخص باشد که فرد در پی انکار اوست.
یکی دیگر از راههای شناخت ناهشیار رویاهاست. بسیاری از اموری که در ناهشیار می گذرند خود را به صورت نمادهایی در خواب نشان میدهند. بنابراین تحلیل رویاها و تفسیر خواب در شناخت ناهشیار از اهمیت ویژه ای برخوردار است.