به نظرم توضيح دادن مفهوم درست سايق كمي پيچيده تر از آني است كه به نظر مي آيد.

براي تعريف سايق آمده است كه وقتي تعادل زيستي بدن به هم مي ريزد مثلا كمبود غذا يا آب پيش مي آيد،‌حيوانات اين كمبودها را از لحاظ رواني به صورت سايق تجربه مي كنند. سايق هر رفتاري را كه براي خدمت كردن به بدن مفيد باشد با انگيزه مي كند. پس مشخص مي شود براي اينكه افراد ارضا شوند نياز است كه سايق كاهش يابد. اين تعريفي بود كه در چند پست پايين تر آمده است. اما بزرگترين ايراد اين تعريف و تعريفهايي از اين دست اين است كه سايق را به نيازهاي فيزيولو‍ژيكي نزديك مي كند در حاليكه سايق اختصاص به نياز فيزيولوژيكي ندارد. حتي در زماني كه انسان گرسنگي را تجربه مي كند،‌ سايق، در او همان اشتهاست نه پايين بودن قند خون يا كوچك شدن مولكولهاي چربي. در واقع سايق جلوه هشيار نياز زيستي ناهشيار زيربنايي است.

اگر بخواهم يك مثال از جنسي ديگر بياورم مي توان از انگيزش خواب گفت. چيزي كه سبب خواب مي شود تمايل رواني به آن است نه خستگي چشمها.يا زماني كه يك زن چاق تصوير يك دختر تركه اي و لاغر اندام را مي بيند انگيزش او براي كم كردن وزن بيشتر مي شود اين نيازي كه او در خودش براي لاغر شدن حس مي كند همان سايق است.

منبع: فصل چهارم انگيزش و هيجان،‌ جان مارشال ريو،‌ ترجمه يحيي سيد محمدي